۱ دقیقه
ارتباط ماندالا با اسطوره و عرفان

ارتباط ماندالا با اسطوره و عرفان

blank

بین ماندالا با اسطوره و عرفان ارتباطی عمیق و شگرفی وجود دارد که دانستن آن دید جدیدی به شما خواهد داد و نگاه شما را به زندگی تغییر می دهد ، در این مقاله به مواردی اشاره شده که مطمئن باشید بعد از خواندن آن به چیزی دست می یابید که به شما در مسیر رشد و کمال کمک بسیار زیادی خواهد کرد ، اگر می خواهید از این مقاله نهایت استفاده را داشته باشید ابتدا مقاله “ ارتباط ماندالا با آگاهی ” سپس مقاله  ” ماندالا چیست ؟  ” را بخوانید ، این دو مقاله به نوعی پیش نیاز این مقاله می باشند .

روند عرفانی ، یک روند ماندالایی است

آنچه در ماندالا یک نقش اساسی و بنیادین دارد ، نقطه ی مرکزی یا همان نقطه ی آغاز آفرینش است . عرفان ، چیزی جز فنا نیست ، عرفان نهایت سیر به سوی خداست و نهایت سیر و حرکت به سوی پروردگار جز خود پروردگار نخواهد بود . مراحل هفت گانه ای که در عرفان برای رسیدن به پروردگار بیان می شود همان نقش ماندالاست ، به عبارت دیگر مراحل هفت گانه عشق و عرفان را می توان با نقش ماندالا نشان داد .

در آیین عرفان ، اولین مرحله برای حرکت به سوی پروردگار ” طلب ” است ، ” طلب ” دایره بزرگ ماندالاست ، همان دایره آغازین بیرونی که اولین مرحله یگانگی و کمال است ، همان دایره ای که بین دنیای یگانه و یکپارچه درون و دنیای پریشان و پراکنده بیرون جدایی می افکند ، سالک نیز با قدم گذاشتن در وادی طلب اولین قدم را برای رسیدن به دوست برداشته است ، چرا که این مرحله به معنای بریدن از همه پراکندگی ها ، پریشانی ها و هر چیزی است که تا به الان به آن وابسته و دلبسته بوده و پیوستن به کسی است که یگانه و یکتاست ، کسی که تا به الان اینچنین دلبسته ی اون نبوده است .

مرحله های دیگر حرکت به سوی پروردگار یعنی : عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت و فنا به دنبال مرحله ی طلب ، دایره های تودرتوی ماندالا را می سازد که سالک با هر مرحله ای که پشت سر می گذارد از پریشانی ها و پراکندگی ها فاصله می گیرد و از دلبستگی هایش به دنیای بیرون کم می شود و هر چه مراحل هفت گانه را طی می کند و به دایره مرکزی نزدیک تر می شود ، یگانگی و کمال درون او رشد می کند .

عرفان و ماندالا

وقتی سالک در دایره های تودرتو و لایه لایه ماندالا می افتد ، با عبور از هر دایره ، هر لحظه به مرکز وجودی خویش (دایره مرکزی) نزدیک می شود تا در نهایت با حقیقت درون خود یکی شود و به یگانگی و وحدت برسد که این همان کمال است .

ماندالا و اسطوره

شکل ماندالا ، یک شکل اسطوره ای است ، به عبارت دیگر اگر بخواهیم اسطوره ها را به نمایش بگذاریم ، ماندالا بهترین شکلی است که می تواند از عهده این کار براید .

همانطور که در مقاله  ماندالا چیست ؟  اشاره شد ، در ماندالا ، اصل اساسی و بنیادین ، دایره کوچک میانی و مرکزی است ، دایره ای که می توان آن را برابر با ” زمان آغاز آفرینش ” در نظر گرفت ، همان روزگار پر از انرژی و نیرومندی ، زمان صفر آفرینش

کار اسطوره ها قرار دادن انسان در اولین دایره ماندالا یعنی بزرگ ترین دایره و حرکت دادن او به سمت دایره کوچک مرکزی است و رسیدن به زمان آغاز آفرینش ، زمانی پر از نیرو و انرژی ، روزگارانی که همه چیز در آغاز خلقت خود است و همه چیز در نهایت جوانی و تنومندی خود به سر می برد .

آغاز آفرینش

برای مثال آیین نوروز ، تلاش انسان هاست برای تازگی و نو شدن ، زمان ” تحویل سال ” همان دایره کوچک و مرکزی ماندالاست ، قرار گرفتن در زمان آغاز سال نو با یک آمادگی روانی ، یعنی قرار گرفتن در زمان صفر آفرینش ، پس کسانی که در زمان تحویل سال نو در خوابند یا به کار دیگری مشغول هستند این زمان اسطوره ای را تجربه نخواهند کرد .

پس هم نوروز یک روند ماندالایی دارد ، از آغاز اسفند انسان با دریافت پیام هایی از ناخودآگاه خود ، به استقبال سال نو می رود ، شاید این مطلب به ذهن شما بیاید که تغییرات آرام آرام طبیعت است که ما را از آمدن سال نو با خبر می کند و هیچ ارتباطی بین آمدن سال نو و فرمان ناخودآگاه ما وجود ندارد اما در جواب می توان گفت که همه ی طبیعت در ناخودآگاه ما وجود دارد ، به عبارت دیگر هر چیزی که در طبیعت وجود دارد به صورت فشرده شده در ناخودآگاه ما نیز وجود دارد و به همین خاطر است که پیام های ناخودآگاهی در لباس رویا به خودآگاه ما فرستاده می شود و پرده از اسرار بر می دارد و اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد را پیش بینی می کند ، تمامی دستاوردهای دانشمندان مثل قانون جاذبه نیوتون ، مدیون الهام هایی است که از طرف ناخودآگاه به سمت خودآگاه فرستاده شده است ، چون ناخودآگاه همه ی طبیعت را با همه رمز وراز هایش در خود دارد .

با توجه به مطالب که گفته شد می توانیم نتیجه بگیریم که صدای نوروز را پیام های ناخودآگاه به گوش ما می رساند و ما را آماده ی نوشدن و حرکت به سمت نقطه آغازین آفرینش و کمال می کند .

نخستین جنب و جوش های مردم برای اینکه آماده استقبال از نوروز شوند ، آن ها را تا اندازه ای از روزمرگی هایشان جدا می کند و این یعنی قرار گرفتن در نخستین دایره ماندالا ، مثلا خانم ها از دورهمی هایی که در طول سال به آن ها عادت کرده بودند فاصله می گیرند و مشغول کارهایی مانند گردگیری می شوند و این روند تا حرکت به سوی دایره مرکزی و به پایان رسیدن سال قدیمی و تحویل سال نو ، ادامه دارد و انسان ها با رسیدن به دایره مرکزی ماندالا ، به نقطه صفر آفرینش می رسند به آن روزگاران اسطوره ای ، انگار که نیروهای مرکز را دریافت می کنند و از نو متولد می شوند .

نمونه دیگری که روند ماندالایی به خوبی در آن به چشم می خورد ، سفر معنوی حج است ، سفری که در نهایت ، فرد را به مرکز می رساند ، سفری که مرگ منیت و تولد حقیقت را به دنبال دارد ، روند های ماندالایی در نهایت به مرکز ختم می شوند ، مرکزی که بر اساس پیام های ناخودآگاهی که به سمت خودآگاهی ارسال می کند ، فرد را به یگانگی و کمال می رساند .

دوباره به این نکته توجه می کنیم که در شکل ماندالا و روند ماندالایی اصل و اساس ، مرکز است ، بی هیچ شکی سازوکار نظام هستی بر پایه روندی ماندالایی بنا نهاده شده که در ابتدا از مرکز شروع می شود و در نهایت در همان مرکز به پایان می رسد که این مرکز برای مسلمانان مکه و کعبه است ، همان مرکزی که فرد به دور آن می چرخد و روحش را از آلودگی ها پاک می کند و مانند کودکی پاک از نو متولد می شود .

شکل ماندالا و روند ماندالایی این نکته بسیار مهم را نیز یادآوری می کند که همه چیز از مرکز بوجود می آید که در مرکز ، وحدت یگانگی و کمال وجود دارد ، سپس به شکل ها و رنگ ها ی مختلف ( کثرت و پراکندگی ) جلوه می کند و در آخر بعد از رسیدن به اوج کثرت دوباره به همان یگانگی و وحدت اول باز می گردد .

ماندالا و سفر هفت خوان رستم

بدون شک حماسه های اسطوره ای مانند شاهنامه ، بر پایه رفتار و عمل قهرمان شکل می گیرد . چیزی که در حماسه های اسطوره ای مانند شاهنامه خیلی به چشم می خورد این است که در داستان های هفت خوانی مثل هفت خوان رستم ، قهرمان داستان ، راه هایی سخت را به صورت مداوم انتخاب می کند و در نهایت از همه آنها سربلند بیرون می آید .

سفر هفت خوانی قهرمان ، یک روند ماندالایی دارد ، سفری که قهرمان از همگان می برد تا به خودش برسد ، سفری که قهرمان برای تازه متولد شدن قدم در مسیری تودرتو می گذارد و سرانجام با رسیدن به مرکز و آغاز هستی به کمال می رسد و جوان و نیرومند برمی گردد .

در اینجا می خواهیم به سفر هفت خوان رستم از دیدگاه روند ماندالایی نگاه کنیم و به دیدگاهی جدید از این سفر و سفرهای شبیه آن برسیم . اگر هفت دایره تو در تو را به عنوان نمادی از نقش ماندالا در نظر بگیریم ، هفت خوان رستم در این هفت دایره قرار خواهند گرفت .

در سفر هفت خوان رستم ، تصمیم سختی که رستم می گیرد او را در نقش ماندالا قرار می دهد و این یعنی بریدن از دنیای بیرون ، دنیای آشفتگی ها و پراکندگی ها و قدم گذاشتن در دنیای یکپارچه درون و قصد کردن برای رسیدن به کمال .

نقش ماندالا و روند ماندالایی در همه جای هستی و در هر رفتار و عملی وجود دارد اما زمانی خود را به نمایش می گذارد که شخص راه رسیدن به یگانگی و کمال را انتخاب کند آن زمان است که دایره های تو در تو آشکار می شود .

گرایش به یگانگی و کمال در ذات هر انسانی وجود دارد ، که مرکز آن در ناخودآگاهی اوست یعنی همان ” خود ” ، گرایش ما به یگانگی و کمال زمانی روشن می شود که ما با دقت بیشتری به محیط اطراف خود نگاه کنیم ، وجود این همه میدان های کوچک و بزرگ ، بناهایی به شکل گنبد و گوی بخصوص گنبد مساجد ، چینش مبلمان منزل به شکلی که همیشه میزی در مرکز این چینش وجود دارد ، ساختن استادیوم های ورزشی به شکل دایره ای و بیضی شکل و . . . همه و همه بر اساس فرمان ناخودآگاهی برای رسیدن به یگانگی و کمال صورت می گیرد .

چون ما از ناخودآگاهی خود دور افتاده ایم ، به شکل آشکار و واضح ، پیام های ناخودآگاهی را دریافت نمی کنیم ، فقط زمانی این پیام ها برای ما روشن و آشکار خواهد شد که هم جهت با کودک عزیز درونمان حرکت کنیم ، این کودک چیزی جز یگانگی و کمال نیست ، که نمود بیرونی آن بین همه ی شکل های هندسی ، دایره است ، به باور افلاطون ، کامل ترین شکل دایره است ، دایره خود نمادی از الوهیت است که یگانگی و کمال را از ذات پاک الوهیت وام گرفته است .

گرایش ما به ساخت بناهای دایره شکل در واقع نمایش ناخودآگاهی ما در دنیای بیرون است همچنین هر نوع دلبستگی به چیزهای دایره شکل مانند ساعت دایره ای یا چیزهایی که درونشان خالی است مانند صندوقچه جواهرات زنان ، همه و همه نمادی از خود درون ماست که به این شکل ها در بیرون به نمایش گذاشته شده است و نشانه ی گرایش درونی ما به یگانگی و کمال است .

دایره کوچک مرکزی ماندالا همان ” خود ” است که در مرکز ناخودآگاهی ما قرار گرفته است و آخرین مرحله سفر هر قهرمان و انسان بزرگی است که می خواهد به یگانگی و کمال برسد ، دایره های تو در تو ماندالا نمادی برای ” خود ” و راهنمایی برای ما در دنیای بیرون است که با قدم گذاشتن در این مسیر و پیمودن آن ما بی شک به یگانگی و کمال می رسیم . ماندالا شکل دیداری ” خود ”  است  که ما را به هسته اصلی و مرکزی ذهن  یعنی ” خود ” می رساند و یگانگی و کمال را برای ما به ارمغان می آورد .

روایت سفر هفت خوان رستم بر اساس روند ماندالایی

حالا می خواهیم سفر رستم را با روند ماندالایی دنبال کنیم ، رستم با انتخاب راه دشوار ،  دایره های تو در توی ماندالا را پیش روی خود آشکار می کند ، حالا او هفت خوان سخت را پیش رو دارد ، هفت خوانی که هر خوان آن نسبت به خوان های قبلی سخت تر است همچنانکه در روند تو در توی دایره های ماندالا هم به همین شکل است که هر چه از دایره های بیرونی به دایره کوچک مرکزی نزدیک می شویم فضا تنگ تر و بسته تر می شود .

رستم این هفت خوان سخت را در پیش دارد :

کشتن شیر

گذر کردن از راه گرم و دشوار

کشتن اژدها

کشتن زن جادو

گذر کردن از سرزمین تاریکی

کشتن ارژنگ دیو

کشتن دیو سپید

 این هفت محله در نقش ماندالا به این شکل خواهد بود

هفت خوان رستم

مرحله ای که رستم بعد از گذراندن شش خوان به آن می رسد یا همان خوان هفتم در شکل ماندالا همان دایره کوچک مرکزی یا نقطه صفر یا همان هسته آفرینش است ، گذر کردن از شش خوان قبلی برای رسیدن به این مرحله است ، یعنی مرکز ، رستم در خوان هفتم به مرکز آفرینش می رسد ، مرکز آفرینش یا همان ” خود ” که مرکز ذهن و ناخودآگاهی است .

رسیدن به خوان هفتم و سربلند بیرون آمدن از آن دشوار ترین مرحله است ، چرا که بعد از آن یگانگی و کمال در انتظار قهرمان است ، خوان هفتم همان مرکز ماندالاست ، همان مرکز دایره کوچک مرکزی ، رستم در خوان هفتم برای کشتن دیو سپید به درون غار می رود ، به درون غار رفتن رستم در عمل ، رفتن به مرکز زمین یا مرکز آفرینش است ، حالا رستم به مرکز ماندالا رسیده است ، جایی که انرژی عظیم تازگی و نو شدگی در آنجا قرار دارد . مرکز آفرینش همان ناخودآگاهی است که آنجا سرشار از نیروهای شیطانی است و آن زمان که این نیروهای شیطانی کنترل شوند ، به نیروهایی الهی تبدیل خواهند شد و با مرگ این نیروهای شیطانی که درون ناخودآگاهی هستند ، هسته ناخودآگاهی یعنی ” خود ” آزاد و رها می شود و رشد فرد کامل می شود و در نهایت فرد به کمال می رسد ، پس رستم از آغاز راه با پیمودن مسیرهای تو در تو سرانجام به مرکز رسید که این مرکز همان ” خود ” است ، خودی که مرکز ذهن و ناخودآگاهی ماست و یگانگی و کمال را به ارمغان می آورد .

این مرکز یا همان ” خود ” است که می تواند نیروهای شیطانی و الهی را همزمان در خود فراهم کند و آن ها را متعادل سازد و به سازگاری برساند .

یک بار دیگر به این نکته اشاره می کنیم که نقش نادیدنی ماندالا ، در سرتا سر نظام هستی ، فرمول روند رفتار و عمل همه آفریده ها به سوی یگانگی و کمال است .

نتیجه کاربردی

شروع پیمودن مسیری که روند ماندالایی دارد ما را به هسته ذهن و ناخودآگاهیمان می رساند . این روند می تواند با نگاه کردن به یک گنبد ، گل ، طبیعت و یا هر چیز دیگری آغاز شود و خسته نشدن ما از رسیدن به هدفی هر چند سخت می تواند ادامه دهنده یک روند ماندالایی باشد و همه این تصمیم ها ، رفتارها ، عمل ها و در کل روند های ماندالایی آرام آرام می تواند ما را به هسته مرکزی ناخودآگاهی و ذهنمان که همان ” خود ” است برساند و این جدایی انسان مدرن امروزی خودآگاه از ناخودآگاهی و مرکز ناخودآگاهی اش ( یعنی همان “خود” ) به پایان برسد .

در این مقاله سعی شد که نکات عمیق و کاربردی در اختیار شما همراهان سایت رنگ آرامش قرار بگیرد که واقعا بتواند در مسیر رشد و یگانگی به شما کمک کند ، از شما همراهان رنگ آرامشی درخواست داریم که با نظرات ارزشمند خود هم به خودتان و هم به ما کمک کنید که این مسیر را قویتر و بهتر طی کنیم ، سپاسگزار از همراهی گرمتان .

شاید به این مطالب هم علاقه مند باشید

امروزه رنگ آمیزی بزرگسالان طرفداران زیادی پیدا کرده و همچنین کتاب رنگ آمیزی بزرگسالان جزء پرفروش ترین کتاب های دنیا قرار گرفته چون رنگ آمیزی راهی برای توجه بیشتر به کودک عزیز درونمان هست ما در سایت رنگ آرامش برای شما طرح های ماندالا را به صورت رایگان آماده کرده ایم که می توانید از قسمت دانلود های رایگان آن ها را دریافت کرده و از رنگ آمیزی آن ها لذت ببرید

2 پاسخ

  1. بسیار لذت بردم.. بسیار زیبا، جذاب و روان مبحث رو باز کرده بودید. ممنون از فکر و قلمتون.. 🙏🙏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *